تبليغاتX
سیدعباس سیدمحمدی - بهشتی: (در عصر غیبت) کل ملت هم در امامت سهیم است ؛ کدیور: ولایت عمومی ی مؤمنین

سیدعباس سیدمحمدی

بهشتی: (در عصر غیبت) کل ملت هم در امامت سهیم است ؛ کدیور: ولایت عمومی ی مؤمنین

               بسم الله الرحمان الرحیم.

            امروز هفتم تیر است، و سالروز درگذشت سیدمحمد حسینی ی بهشتی، در حادثه ی تروریستی. امروز، در صف بندی هایی که در جامعه ی ما هست، فرزندان مرحوم بهشتی (اگر اشتباه نکنم = تمام پسرها و تمام دخترهای ایشان)، حامی ی میرحسین موسوی هستند.

                                http://fardanews.com/files/fa/news/1386/4/8/1098_611.jpg

            قسمتهایی از نظرات مرحوم بهشتی (درباره ی حکومت در جامعه ی اسلامی در عصر غیبت؟) را از روزنامه ی صدای عدالت، دوشنبه، اول تیر 1388، صفحه ی 5 نقل می کنم:

            ــ امامت و امت نسبت به یکدیگر مسئول و متعهدند، با تعهد و مسئولیت متقابل.

            ــ من اصلا یک رابطه یک طرفه را نمی پسندم و می گویم در هر جامعه ای که رهبری، رابطه یک طرفه دارد، جامعه به رشد واقعی خودش نرسیده و بسیار عالی است که ما امامت عمومی را هم داشته باشیم یعنی کل ملت هم در امامت سهیم است. (نظر مرحوم بهشتی را مقایسه کنید با محسن کدیور، حکومت ولایی، تهران، نشر نی، 1387، ص 75: ولایت عمومی مؤمنین می تواند اساس فلسفۀ سیاسی اسلام در عصر غیبت معصوم قرار گیرد.)

                                                        http://www.mshohada.ir/pics/small/small_img369.jpg

 

            بنده در http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-185.aspx گفته بودم:

            «لطف الله میثمی (گفت و گو با او)، «می گفتند دکتر است یا آیت الله؟»، یادنامه ی روزنامه ی شرق، شماره ی 3، ویژه ی دکتر شریعتی و دکتر بهشتی، تیر 1384؛ ص 26 (از ص 26—25):

            ... 10 بهمن 57 در بهشت زهرا مراسم بود. قرار بود امام بیایند که نیامدند. در آن مراسم آقای بهشتی سخنرانی کرد. آنجا مطرح کرد که ما جمهوری دموکراتیک اسلامی می خواهیم. تعجب می کنم که آن سخنرانی بعدها پخش نشد و مکتوبش را هم ندیده ام. خیلی هم شفاف بود. آقای خامنه ای را هم در آنجا دیدم و ارتباط ما با ایشان برقرار شد و ادامه پیدا کرد. بعد از آن بود که مهندس بازرگان جمهوری دموکراتیک اسلامی را مطرح کرد. اول دکتر بهشتی مطرح کرد. ایشان تفکر دموکراتیک را قبول داشت. ناگفته نماند که آقایان رجایی و توسلی می گفتند که در خانه اش هم رفتار بسیار خوبی دارد و در تربیت بچه ها و خانواده خیلی موفق بوده است. بچه هایش اصلاً به آقازاده ها شبیه نبودند. می گفتند کتاب کاپیتال مارکس را به زبان آلمانی خوانده است. درست یادم نیست ولی گویا جمعی در تهران داشتند که آن را با هم می خواندند و متن آلمانی را با ترجمه ی فارسی تطبیق می دادند ...»

                                                          http://www.mshohada.ir/pics/small/small_img374.jpg

 

               طبق آنچه عیناً از قسمتهای مختلف صحیفه ی امام خمینی نقل می کنم، امام خمینی رحمت الله علیه، خیلی خیلی شدید مخالف بوده است با این که عنوان نظام سیاسی ی ایران «جمهوری ی دموکراتیک اسلامی» باشد. همچنین، از دید ایشان، این که نام یک حزب، «حزب خلق مسلمان» باشد، پسندیده نیست (هرچند آیت الله سیدمحمدکاظم شریعتمداری آن حزب را تأیید کند)، و کلمه ی «خلق»، در «حزب خلق مسلمان»، چیزی مشابه «توده» در عنوان «حزب توده» است، و «اين حزب خلق مسلمان على التحقيق ريشه ی خارجى دارد».

            دیدید، که طبق لطف الله میثمی، مرحوم سیدمحمد حسینی ی بهشتی، قبل از مرحوم مهدی ی بازرگان، جمهوری ی دموکراتیک اسلامی را پیشنهاد داده بوده. طبق آنچه عیناً از قسمتهای مختلف صحیفه ی امام خمینی نقل می کنم، کسانی که پیشنهاددهنده یا حامی ی«جمهوری ی دموکراتیک» یا «جمهوری ی دموکراتیک اسلامی» هستند، از دید امام خمینی این طور هستند:

ــ طرفدار فرم غربی؛

ــ شیاطین؛

ــ طرفدار رنگ غرب؛

ــ صاحبان قلمهای مسموم؛

ــ افرادی که در خارج بوده اند و برای میوه چیدن آمیده اند؛

ــ خائن؛

ــ غربزده؛

ــ جاهل؛

ــ بی بند و بار یا طرفدار بی بند و باری؛

ــ مقلّد؛

ــ توطئه گر؛

ــ افرادی که در پرده صحبت می کنند؛

ــ افراد اهل خدعه؛

ــ افرادی که از اسلام می ترسند؛

ــ کسانی که گرایشی به بودن مراکز فحشا دارند؛

ــ کسانی که گرایشی به بودن مشروب فروشی دارند.

            یک) قسمتهای مختلف بیانات امام خمینی درباره ی شایسته نبودن «جمهوری ی دموکراتیک اسلامی»، عیناً به نقل از صحیفه ی امام خمینی:

            1) آرمان ملت، «جمهورى اسلامى»

ما تا آخرْ نفس ايستاده‏ايم. من اين يك سال، دو سال آخر عمر را وقف شما كرده‏ام. از شما مى‏خواهم، از ملت مى‏خواهم كه اين نهضت را نگه دارند تا تأسيس حكومت عدل اسلامى. از آن وقت تا حالا مى‏گفتيد تا مرگ اين كذا «1» نهضت ادامه دارد، حالا بايد بگوييد تا اقامه حكومت اسلامى نهضت ادامه دارد. آنكه ملت ما مى‏خواهد جمهورى اسلامى است نه جمهورى فقط، نه جمهورى دمكراتيك، نه جمهورى دمكراتيك اسلامى؛ «جمهورى اسلامى»

            2) آنچه كه من از شما ملت ايران مى‏خواهم، اين است كه بيدار باشيد؛ خون عزيزان خودتان را هدر ندهيد. كلمه «دمكراتيك» را از آن نترسيد؛ يا حذفش را نترسيد. اين فرمِ غربى است؛ ما فرمهاى غربى را نمى‏پذيريم. ما تمدن غرب را قبول داريم لكن مفاسدش را نمى‏پذيريم‏

             3) فقط «جمهورى اسلامى»

از اين جهت لازم است كه آقايان، اينهايى كه قدرت بر اين معنا دارند كه تشريف ببرند در بلاد و در محالّى كه آشنا هستند يا غير آشنا، و مسائل را براى آنها بگويند و آنها را روشن كنند و دعوت كنند به اينكه رأى بدهيد به جمهورى اسلامى- اين هم با همين كلمه: نه يك حرف زيادتر و نه يك حرف كمتر- براى اينكه الآن شياطين افتاده‏اند دنبال اينكه «جمهورىِ» محض، همين جمهورى باشد، «جمهورى دمكراتيك» باشد و از اين حرفها، براى اينكه آقايان تشريف ببرند و رفع ابهام بكنند، اين خوب است

            4) تحول معجزه‏آساى توده‏ها از اسلام‏

و به اين زودى نمى‏توانيد شما برگرديد؛ لكن همت كنيد برگرديد. شما حالا

                        صحيفه امام، ج‏6، ص: 331

مى‏خواهيد بگوييد روى پاى خودمان مى‏خواهيم بايستيم، باز هم رنگ غرب؟! حالايى كه مى‏گوييد روى پاى خودمان، باز هم «جمهورى دمكراتيك»؟! يعنى جمهورى غربى؟! مستقليم ما؛ ما مى‏خواهيم مستقل باشيم. ما اسلام است مذهبمان. ما قوانينمان قوانين اسلام است؛ قوانين غنى اسلام است. همه چيز بايد متحول بشود

            5) آنها كه در خارج بودند و براى ميوه‏چينى آمده‏اند، و آنها كه در صدرهاى بالا نشستند و منظره‏ها را نگاه كردند يا كمك كردند به رژيم و حالا به صورت انقلاب [ى‏] درآمده‏اند، آنها را نپذيريد و نمى‏پذيريم.

آنها كه قلمهاى مسموم را گرفته‏اند و بر خلاف اسلام چيز مى‏نويسند و «ملى» و «دمكراتيك» و اين حرفها را به ميان مى‏آورند، از آنها نپذيريد.

            6) امروز بايد شعار همان شعار اسلامى باشد: «جمهورى اسلامى». آنها كه اصرار دارند اسلام را از كنار جمهورى كنار بگذارند، اينها خائنانى هستند كه در ملت مى‏خواهند اختلاف ايجاد كنند. آنها كه مى‏خواهند كلمه «دمكراتيك» را بر اين عبارت اضافه كنند، آنها غربزدگانى هستند كه نمى‏فهمند چه مى‏گويند.

آنها كه در نوشتجات خودشان دم از دمكراتيك مى‏زنند، اينها يا جاهلند و نمى‏فهمند چه مى‏كنند، يا عامدند و خائن. مطبوعات تجديد نظر بكنند در نوشته‏هاى خود. قلمداران تجديد نظر بكنند در نوشته‏هاى خود؛ بگذارند ملت به همين راهى كه مى‏رود، همين مسيرى را كه به پيروزى رسيده است به آخر برساند

           7) ملت ما خون داده است تا جمهورى اسلامى وجود پيدا كند نه جمهورى؛ نه جمهورى دمكراتيك يعنى جمهورى غربى، يعنى بى‏بند و بارى غرب. اين تقليدها را كنار بگذاريد، اين غربزدگيها را كنار بگذاريد؛ بگذاريد ملت با اين مسيرى كه [در پيش‏] گرفته است، استقلال خودش را تمام كند، و خواهد كرد ان شاء اللَّه.

            8) جمهورى مطلق باشد يا جمهورى دمكراتيك يا جمهورى اسلامى دمكراتيك. همه اينها غلط است: «جمهورى اسلامى».

          9) آنها مى‏خواهند يا جمهورى را در اينجا ايجاد كنند كه اسلام نباشد، يا جمهورى دمكراتيك را- كه باز اسلام در كار نباشد، يا جمهورى دمكراتيكى اسلامى؛ دمكراتيك را كه باز يك رنگ غربى به آن بدهند. شما بايد بيدار باشيد و جز جمهورى اسلام به هيچ چيز رأى ندهيد.

           10) فردا همه از خانه‏ها بيرون بياييد و همه رأى بدهيد به «جمهورى اسلامى». من تقاضا دارم كه همه رأى بدهيد به «جمهورى اسلامى». البته آزاد هستيد [به‏] هر چه خواستيد رأى بدهيد. و اينكه در اين ورقه‏ها «آرى» و «نه» است، شما مى‏توانيد در «نه» هر فرمى را كه مى‏خواهيد در او بگنجانيد. لازم نيست كه همان «نه» باشد؛ شما حق داريد، مى‏توانيد كه در آن ورقه بنويسيد «جمهورى دمكراتيك»، بنويسيد «رژيم سلطنتى». هر چه خواستيد بنويسيد مختار هستيد لكن البته رفراندم به معنى «آرى» و «نه» است. انتخاب نيست، رفراندم است؛ رفراندم «آرى» و «نه» است لكن شما مختاريد كه انتخاب كنيد و يكى از آن چيزهايى كه مى‏خواهيد بنويسيد.

           11) آنكه تودهنى به آنها زد جمهورى نبود، جمهورى دمكراتيك هم نبود، جمهورى دمكراتيك اسلامى هم نبود؛ جمهورى اسلامى بود.

             12) هر جا كه گفتند جمهورى بدانيد كه توطئه تو كار است. اسم اسلام را نياوردند هر جا، گفتند جمهورى دمكراتيك، بدانيد توطئه تو كار است؛ بدانيد منهاى اسلام است؛ آزادىِ منهاى اسلام است، استقلالِ منهاى اسلام است.

              13) آنها كه مى‏خواهند يك قدرى در پرده صحبت كنند، «جمهورى دمكراتيك اسلام». اينها همه خدعه است! اينها براى اين است كه از اسلام مى‏ترسند

            14) اينها مى‏خواهند كه اين جمهورى اسلامى كه از آن مى‏ترسند و اربابانشان هم از همين جمهورى اسلامى، از اسم اسلام، مى‏ترسند [نباشد] و لهذا عمالشان به اين راه افتادند كه لازم نيست جمهورى «اسلامى» باشد، خوب، «جمهورى» باشد؛ «جمهورى ايرانى» باشد؛ «جمهورى دمكراتيك» باشد. اين براى اين است كه اينها از اسلام مى‏ترسند، از اسلام آن چيزهايى كه بايد نبينند ديدند، اسلام تودهنى به آنها زد و بيرونشان كرد از مملكت‏

             15) همچو آزادى نيست كه كسى بخواهد قمار كند، بگويند «آزاد است، خودش مى‏داند»! بله، اگر چنانچه آزادى دمكراتيك بود و جمهورى، جمهورى دمكراتيك بود، آن آزاديها به حسب قاعده‏اش هست. هر كس دلش مى‏خواهد كه دكان شراب فروشى باز كند، باز كند؛ اگر دلش مى‏خواهد هم، قمارخانه باز بكند. مراكز فحشا هيچ مانعى با جمهورى دمكراتيك ندارد. اينها كه جمهورى دمكراتيك مى‏خواهند اين را مى‏خواهند. يك همچو آزادى را مى‏خواهند. و ما كه عرض مى‏كنيم جمهورى اسلامى، اين است كه روى قواعد اسلام بايد باشد. بايد مراكز فحشا بسته بشود.

            دو) قسمتی از استدلال و بیانات امام خمینی رحمت الله علیه درباره ی ناپسند بودن عنوان حزب خلق مسلمان ..........:

 

                        صحيفه امام، ج‏11، ص: 170

گفتگو [با آقاى محمد تقى فلسفى (آقاى شريعتمدارى و حزب خلق مسلمان)]

زمان: آذر 1358/ محرّم 1400

مكان: قم‏

موضوع: آقاى شريعتمدارى و حزب خلق مسلمان‏

مخاطب: فلسفى، محمد تقى‏

 [آقاى فلسفى: يك روز صبح امام به وسيله يكى از دوستان پيغام داد كه به فلانى بگوييد اينجا بيايد.

خدمت ايشان رسيديم. امام تنها بود. شروع سخن ايشان، گفتگو درباره حزب خلق مسلمان «1» بود. امام فرمودند:]

ما مى‏دانيم كه اجانب به خصوص امريكا با اين انقلاب خيلى دشمن هستند و با وسائل گوناگون به آن ضربه مى‏زنند. حالا اول كار است كه آمده‏اند و حزب درست كرده‏اند.

اين حزب خلق مسلمان على التحقيق ريشه خارجى دارد. اين كلمه «خلق» را داخل عنوان حزب گذارده‏اند- مثل اينكه كلمه «دمكراسى» را مى‏خواستند داخل نام «جمهورى اسلامى ايران» كرده و بگويند: «جمهورى دمكراتيك اسلامى ايران»؛ خلق مسلمان هم يعنى همين، خلق در فارسى همين توده است. اينها مى‏خواهند از همين حالا ميان مسلمانان زمينه جنگ درست كنند و بگويند حزب جمهورى اسلامى و حزب خلق مسلمان. اين قضيه ضربه زدن به انقلاب و پايمال كردن خونهاى مسلمانان است.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 17:10  توسط سیدعباس سیدمحمدی  |