بسم الله الرحمان الرحیم.
امروز یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ی ایران مهندس میرحسین موسوی ی خامنه است. ظاهراً تنها مهندس از چهار نامزد است. دو دکتر و یک مجتهد و یک مهندس. (لازم می دانم اشاره کنم شیخ مهدی ی کروبی تنها مجتهد در بین نامزدها است، و به نظر من، این یک امتیاز ایشان است.) خُب. این روزها، نامزدها، و صدا و سیما، می گویند در مناظره ها و در سخنرانی ها، اخلاق را رعایت کنید و از فردی که در جلسه ی مناظره حضور ندارد چیزی نگوئید و اگر حرفی زدید حق برای آن فرد محفوظ است که جواب بدهد. البته حرف خوبی است. منتها امروز بنده دیدم مرحوم حضرت آیت الله خمینی، ظاهراً بدون این که مهدی ی بازرگان طرف بحثش باشد، و گمان کنم بدون این که این حق برای مهدی ی بازرگان محفوظ باشد که نظرش را نسبت به بیانات حضرت آیت الله خمینی از طریق رسانه های رسمی یا دولتی به اطلاع مردم برساند، فرموده است «... منافقین[،] این فرزندان عزیز مهندس بازرگان ...» (براکت و ویرگول از سیدعباس سیدمحمدی است). بنده، شخصاً، حیرت کردم. البته گمان کنم علاقه مندان خاص مرحوم حضرت آیت الله خمینی، تعجب نکنند، و بگویند فرمایش حضرت امام برای ما حجت است و حضرت امام معیار ما است در همه ی مسائل، و اگر امام راحل فرموده است منافقین فرزندان عزیز بازرگان هستند، پس حتماً هستند.
آری. ظاهراً در ادبیات حضرت آیت الله خمینی رحمت الله علیه، «منافق» و «لیبرال» و «متحجر» و «کمونیست آمریکایی» و «اسلام آمریکایی» و «تحجرگرایی اسلام آمریکایی» و «گروهک»، صفاتی است که شایسته ی تعدادی از افرادی است که تفکرشان و عملکردشان با آنچه آقای خمینی شایسته و اسلام ناب می داند تفاوت هایی دارد.
بله. یک مهندس در ایران بود، به نام مهدی ی بازرگان. این طور خاطرم است، اگر اشتباه نکنم، یک مدت در تکبیر رسمی در ایران، می گفتند «مرگ بر بازرگان». خیلی راحت می گفتند. مثل آب خوردن می گفتند «مرگ بر بازرگان». الان هم یک مهندس هست در ایران، به نام میرحسین موسوی ی خامنه. جالب است که هر دو مهندس، نخست وزیر جمهوری ی اسلامی ی ایران بودند. بازرگان نخست وزیر دولت موقت بود. میرحسین نخست وزیر ایران بود از 1360 تا 1368.
امروز بیستمین سالگرد درگذشت حضرت آیت الله العظما آقای خمینی است. خداوند آن مرجع تقلید و آن رهبر بزرگ را رحمت کند. آنچه در پی می آید، مکاتبه ی آقای محتشمی پور و آقای خمینی است، که آقای خمینی در آن نظر خود را درباره ی نهضت آزادی و درباره ی بازرگان («... منافقین[،] این فرزندان عزیز مهندس بازرگان ...») را بیان فرموده است. اتفاقاً یکی از مسائلی که میرحسین موسوی درباره ی آن اظهار نظر کرده است، نهضت آزادی و اعضای آن و حق داشتن یا حق نداشتن آنها در مشارکت در مسائل سیاسی است.


صحيفه امام، ج20، ص: 479
نامه [به آقاى محتشمى، وزير كشور (عملكرد «نهضت آزادى»)]
زمان: 30 بهمن 1366/ 1 رجب 1408
مكان: تهران، جماران
موضوع: ارزيابى عملكرد «نهضت آزادى»
مخاطب: محتشمى، سيد على اكبر (وزير كشور)
[ «بسمه تعالى؛ محضر مقدس رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامى آيت اللَّه العظمى امام خمينى- دام ظله العالى با عرض سلام و تحيات.
نهضت آزادى پس از استعفا و بركنارى دولت موقت پيوسته در جهت اعلام مخالفت با دولت جمهورى اسلامى، مجلس شوراى اسلامى، و حتى قوه قضاييه و مغشوش كردن اذهان بوده است.
مسئولين نهضت با سمپاشيهاى خود نسبت به سياستهاى دولت، دفاع مقدس و جنگ، مسئله برائت از مشركين و فاجعه خونين مكه مكرمه، جهاد مالى و تصميمات شوراي عالى پشتيبانى جنگ و بالاخره فرمايشات اخير حضرت امام- روحى فداه- راجع به حكومت و ولايت مطلقه، در جهت مبارزه و تضعيف نظام جمهورى اسلامى گام برداشتهاند.
با توجه به اهميت و نقش سرنوشتساز مجلس شوراى اسلامى نهضت آزادى در ماههاى اخير فعاليت گستردهاى را جهت به اجرا درآمدن قانون احزاب و آزادى فعاليت سياسى آنان و نيز حركت تبليغاتى گستردهاى راجع به انتخابات و راه يافتن به مجلس را آغاز كرده است.
آقاى دكتر يزدى در جلسه مورخ 5/ 10/ 66 نهضت آزادى راجع به شركت در انتخابات و نقش نهضت آزادى چنين مىگويد:
«... برگزارى انتخابات مستلزم وجود جامعه باز است، اگر رفتيم واقعاً مفيد خواهيم بود و نخواهيم گذاشت اين فتاوى را به زور بر مردم تحميل كنند، شخصى كه از طرف نهضت به مجلس برود مسلماً از اين توپ و تشرها جا نخواهد زد، اگر قرار باشد مملكت را با «فتوا» اداره كنند، بنده پيشنهاد مىكنم كه، مجلس را ببندند و خوابگاه دانشجويان كنند».
ديدگاه نهضت آزادى راجع به جنگ و دفاع مقدس در بيانيهاى تحت عنوان «جنگ بىپايان» چنين
صحيفه امام، ج20، ص: 480
است:
«... آنچه فعلًا ديده مىشود جنگى است بىپايان كه مىتواند پايان دنيا باشد، پايان ايران و مردم ايران باشد ...، گفتهاند حتى اگر يك خانه هم در ايران سرپا بماند، باز به جنگ ادامه خواهيم داد و اگر يك نفر باقى بماند، آن يك نفر هم جنگ خواهد كرد، آيا اين مترادف با چيزى جز «جنگ جنگ تا نابودى» هست؟».
نهضت آزادى راجع به «حكومت و ولايت مطلقه» اطلاعيهاى منتشر كرده كه در آن آمده است:
«اين چه فرمانى است و چه انقلابى در ايران و اسلام، كه حكومت را در موضع بالاتر از فرستاده خدا قرار داده به او اختيار مىدهد بر خلاف نصّ صريح و شاورهم في الأمر و بدون مشورت با امت تصميمگيرى در مصالح دولت و امور ملت نمايد ... الخ».
با عنايت به مراتب فوق خواهشمند است ارشاد فرماييد كه:
1- آيا نهضت آزادى با چنين عقايد و تفكراتى مىتواند به عنوان يك سازمان حزب و تشكيلات سياسى در جمهورى اسلامى به رسميت شناخته شود؟
2- در حالى كه ماده سى، قانون انتخابات از جمله شرايط تأييد صلاحيت داوطلبان نمايندگى مجلس شوراى اسلامى را:
الف) اعتقاد و التزام عملى به اسلام.
ب) اعتقاد و التزام عملى به نظام جمهورى اسلامى ايران.
مىداند. آيا نهضت آزادى صلاحيت دارد كه در انتخابات مجلس شوراى اسلامى شركت نموده و نمايندهاى در مجلس داشته باشد؟
در پايان از درگاه خداوند متعال طول عمر آن وجود شريف و مقدس و پيروزى عاجل رزمندگان اسلام را مسألت مىدارم.
سيد على اكبر محتشمى- وزير كشور»
امام خمينى در پاسخ نامه وزير كشور چنين مرقوم فرمودهاند:]
صحيفه امام، ج20، ص: 481
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
جناب حجت الاسلام آقاى محتشمى، وزير محترم كشور- ايّده اللَّه تعالى
در موضوع نهضت به اصطلاح آزادى مسائل فراوانى است كه بررسى آن محتاج به وقت زياد است. آنچه بايد اجمالًا گفت آن است كه پرونده اين نهضت و همين طور عملكرد آن در دولتِ موقتِ اولِ انقلاب شهادت مىدهد كه نهضت به اصطلاح آزادى طرفدار جدى وابستگى كشور ايران به امريكا است، و در اين باره از هيچ كوششى فروگذار نكرده است؛ و حمل به صحت اگر داشته باشد، آن است كه شايد امريكاى جهانخوار را، كه هر چه بدبختى ملت مظلوم ايران و ساير ملتهاى تحت سلطه او دارند از ستمكارى اوست، بهتر از شوروى ملحد مىدانند. و اين از اشتباهات آنها است.
در هر صورت، به حسب اين پروندههاى قطور و نيز ملاقاتهاى مكرر اعضاى نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت امريكا و به حسب آنچه من مشاهده كردم از انحرافات آنها، كه اگر خداى متعال عنايت نفرموده بود و مدتى در حكومت موقت باقى مانده بودند ملتهاى مظلوم بويژه ملت عزيز ما اكنون در زير چنگال امريكا و مستشاران او دست و پا مىزدند و اسلام عزيز چنان سيلى از اين ستمكاران مىخورد كه قرنها سر بلند نمىكرد، و به حسب امور بسيار ديگر، نهضت به اصطلاح آزادى صلاحيت براى هيچ امرى از امور دولتى يا قانونگذارى يا قضايى را ندارند؛ و ضرر آنها، به اعتبار آنكه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بيمورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تأويلهاى جاهلانه موجب فساد عظيم ممكن است بشوند، از ضرر گروهكهاى ديگر، حتى منافقين اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان، بيشتر و بالاتر است.
«نهضت آزادى» و افراد آن از اسلام اطلاعى ندارند و با فقه اسلامى آشنا نيستند. از اين جهت، گفتارها و نوشتارهاى آنها كه منتشر كردهاند مستلزم آن است كه دستورات حضرت مولى الموالى امير المؤمنين را در نصب ولات و اجراى تعزيرات حكومتى كه گاهى بر خلاف احكام اوليه و ثانويه اسلام است، بر خلاف اسلام دانسته و آن بزرگوار را
صحيفه امام، ج20، ص: 482
- نعوذ باللَّه- تخطئه، بلكه مرتد بدانند! و يا آنكه همه اين امور را از وحى الهى بدانند كه آن هم بر خلاف ضرورت اسلام است.
نتيجه آنكه نهضت به اصطلاح آزادى و افراد آن چون موجب گمراهى بسيارى از كسانى كه بىاطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مىگردند، بايد با آنها برخورد قاطعانه شود، و نبايد رسميت داشته باشند.
و السلام على من اتبع الهدى. توفيق جنابعالى را از خداوند تعالى خواستارم.
روح اللَّه الموسوي الخمينى