تبليغاتX
سیدعباس سیدمحمدی

سیدعباس سیدمحمدی

تصویری از آخرین لحظات حیات مرحوم سیدمحمود حسابی

           بسم الله الرحمان الرحیم.

          ساعاتی قبل از یکی از دوستانم ایمیلی به بنده رسید. ایمیل یک عکس است. عکس را عیناً در وبلاگ می گذارم و نوشته ی پائین عکس را هم عیناً نقل می کنم؛ شاید خوانا نباشد. صحت تعلق عکس به مرحوم محمود حسابی را بنده نمی توانم تأیید کنم.

 

 

تصویری از آخرین لحظات حیات پروفسور محمود حسابی

          شام در کنار تخت استاد سرد شده است. ظاهراً دیگر نیازی به خوردن غذا نیست. پزشکان و مسوولان بیمارستان دانشگاه به این نتیجه رسیده اند که معالجه روی قلب استاد دیگر اثری ندارد.

          لذا آنژیوکت تزریق چند دارو برای ادامه تپش قلب از رگ دست راست و آنژیوگت تزریق مسکن درد از دست چپ ایشان را خارج و حتی ماسک تامین اکسیژن که دیگر ریه ها قادر به تامین آن نبود را برداشته اند و تنها سنسورهای تپش قلب روشن است. شگفت اینکه در چنین حالتی در کمال حیرت پزشکان و متخصصین بیمارستان کانتونال دانشگاه ژنو، پروفسور حسابی در آخرین لحظات حیات به چیزی جز مطالعه و افزایش دانش خویش نمی اندیشد.

          این تصویر منحصر به فرد را یکی از کارکنان خود بیمارستان به عنوان یک تصویر تکان دهنده و تاثیرگذار ثبت کرده است.

 

    seyyed mahmud-e hesaabi

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 20:41  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

آیا ممکن است «غار اصحاب کهف» تمام یا بعضی از خواص «سیاهچاله» را داشته است؟

          بسم الله الرحمان الرحیم.

        سلیمان رضائی، دانشجوی مهندسی، ساکن آبادان، در ذیل مقاله ی http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-258.aspx از وبلاگ بنده، به بنده، که مطلقاً چیزی درباره ی موضوع نمی دانستم، چنین خبر داد (تاریخ نوشتن کامنت: 24 شهریور 1386):

 

«با سلام وتحیت خدمت شما سید گرامی مطلب راجع به سیاه چاله:

فضاي اطراف يك سياه چاله با فضاي دور تر از آن و نيز با فضاي اطراف يك جرم كوچك مثل زمين بسيار متفاوت دارد اين تفاوت ويژگيهاي خاصي را نيز براي سياه چاله ايجاد مي كند. براي مثال بايد گفت چيزي كه امروزه فيزيكدانان از آن به عنوان افق رويداد سياه چاله نام مي برند همان تفاوت فضا زماني اطراف يك حفره ي سياه است. در توضيح افق رويداد سياه چاله هم بايد گفت فضايي در اطراف سياه چاله است كه فضا و زمان در دوسري آن بطور فاحشي متفاوت هست.
حال با توجه به اين توضيحات مي توان ايجاد حفره هاي عميتاً فضايي در اطراف سياه چاله ها را توضيح داد چون حفره فضايي در اثر كشيدگي بيش از اندازه ايجاد و مي شود اين كشيدگي را نيروي گرانش سياه چاله فراهم مي آورد. حال در زير اين پديده را بطور كامل تر توضيح مي دهيم: با پايان يافتن عمر يك ستاره هنگامي كه اين ستاره با يك انفجار ابر نو اختري بزرگ مواجه مي شود و مداد سنگين به طرف مركز رانده شده و شديداً متراكم مي شوند. نيروي گرانشي فوق العاده قوي ايجاد مي شود و مقداري از گازهاي رانده شده دوباره جذب مي شود. اين گازها در اثر نيروي گرانش شديد سياه چاله ي ايجاد شده شديداً بر گردش در مي آيد در كنار اين خود سياه چاله نيز به دوران در مي آيد. اين دوران بسيار سريع( یا بسیار کند) موجب مي شود نيروي مركز گراي كشنده به طرف قطب هاي سياه چاله متمركز شود. تشعشعاتي كه از سياه چاله ها به بيرون گسيل مي شود هميشه با يك شدت در يك فركانس مشخص نيستند زيرا كه اغلب انها در كنار جاذبه ي شديد نيروهاي فرعي بسياري را نيز ايجاد مي كنند و يا اينكه اين نيرو ها از خارج بر انها تحميل مي شود.

 

با عنایت به توصیفات بالا مبنی بر شناختن بیشتر حفره ها ی سیاه چندین مطلب راجع به این گودالها قابل بیان و بررسی است:
1. اینکه این حفره ها همه چیز را و حتی نور را در خود جذب می کنند و در آن جا سیاهی مطلق حکمفرماست.
2. تا هنگامی که انسان درون این حفره ها وجود داشته باشد زمان برای او معنایی ندارد و در اصل عمری جاودانه دارد.
3. هر شی و یا هر موجودی که در این حفره ها قرار گیرد حالتی چند بعدی به خود می گیرد بدان صورت که پاها و دستها و صورت کشیده شده وغیر معمول و وحشت انگیز به نظر می رسند.
4. این حفره ها میدانهایی در اطراف خود دارند که با ورود به این میدانها نیروی جاذبه بی نهایت شده و تمامی اعمال فوق بر انسان یا شی موجود در آن عمال می شود.
حال بیان زیبای این مسائل دقیق علمی توسط قرآن کریم در بیان داستان اصحاب کهف:
خداوند تعالی در قرآن کریم سوره ی کهف آیه ی 17 و 18 می فرماید:
« آفتاب را چنان می دیدی که در هنگام طلوع از غارشان به طرف راست متمایل می گردید و در هنگام غروب از آن به طرف چپ دور می شد( الله اکبر!) و آنان در پهنه ی غار قرار داشتند و این یکی از آیات الهی است هر که را خدا هدایت کند راه یافته است و هر که را گمراه کند هرگز برای او دوستی که به راه کمال هدایتش کند نخواهی یافت» « می پنداشتی که بیدارند در حالیکه به خوابی عمیق فرو رفته بودند. به راست و چپشان می گرداندیم در حالیکه سگشان دو بازوی خود را در آستانه غار گشوده بود.اگر بر وضعشان آگاهی می یافتی در حال فرار و آکنده از ترس باز می گشتی» خداوند در آیه ی 25 نیز مدت خواب این افراد را سیصد سال ( به حساب عجم) و سپس می گوید بعضی نیز نه سال بر او افزودند( به حساب عرب)

 

خداوند در آیه ی 17 می فرماید این طلوع و غروب خورشید که از راست و چپ آنان به صورت متمایل می گذشت از آیات الهی است و سری در آن نهفته است حال آن سر چیست؟ همانطور که در مورد 1 اشاره شد نور در حفره ها ی سیاه جذب می شود و روشنایی قادر به نفوذ در آن جا نیست از همین رو خداوند در این آیه فرمود که آفتاب در هنگام طلوع و غروب بر روی غار نور نمی افکند بلکه نور از راست و چپ آن متمایل می گشت.( الله اکبر)
در آیه ی 18 چند نکته مربوط به این موضوع علمی پدیدار می گردد. اول اینکه به علت گرانش شدید این حفره ها شکل انسان در آن بصورت خمیده و شکسته به نظر می رسد و حالتی غیر معمول دارد و خداوند این موضوع را در آیه 18 بدین صورت بیان می دارد: « اگر بر وضعشان آگاهی می یافتی در حال فرار و آکنده از ترس باز می گشتی» زیرا مردان کهف با دخول به سیاه چالها تحت جاذبه و گرانش شدید آن جا حالت و شکلی غیر معمول به خود گرفته بودند بدان حد که افراد با دیدن آنها وحشت می کردند.( مورد3)
در آیه ی 25 بیان می شود که این افراد به مدت سیصد سال در غار خفته بودند و این موضوع نیز با ویژگی های سیاه چالها مبنی بر اینکه زمان در آنها معنا ندارند امریست معمول و معقول.( مورد 2)
»

 

پایان نقل کامنت سلیمان رضائی. طبق گفت و گوی اس ام اسی ی بنده و سلیمان، تمام یا اکثر آنچه سلیمان می گوید، سخنان دکتر فریدون صحافی، دکتر جراح زیبائی و جراح قلب ساکن واشنگتن است. سخنان ایشان در تلویزیون ماهواره ای، و گفت و گوی ایمیلی ی ایشان با سلیمان رضائی. طبق سلیمان، دکتر صحافی منابع update هم معرفی کرده است.

 

خُب. اصل آیات 17 و 18 و 25 سوره ی کهف:

و تری الشمس إذا طلعت تزاورعن کهفهم ذات الیمین و إذا غربت تقرضهم ذات الشمال و هم فی فجوة منه ذالک من آیات الله من یهد الله فهو المهتد و من یضلل فلن تجد له ولیا مرشدا (17)

و تحسبهم ایقاضاً و هم رقودٌ و نقلبهم ذات الیمین و ذات الشمال و کلبهم باسطٌ ذراعیه بالوصید لواطلعت علیهم لولیت منهم فراراً و لملئت منهم رعباً (18)

و لبثوا فی کهفهم ثلاث مائة سنین وازدادوا تسعاً (25)

 

معرفی ی مدخل «سیاهچاله» در ویکیپدیا:

http://en.wikipedia.org/wiki/Black_hole

 

آیا وسوسه نمی شوید به «نظریه»ی فریدون صحافی فکر کنید؟ وسوسه نمی شوید بروید تحقیق کنید؟

مقاله ی ویکیپدیا را خوب بخوانید. آیات 17 و 18 کهف را با نگاه جدید بخوانید. خوب تحقیق کنید. اگر شمای مسلمان، پس از خوب خواندنها و خوب و جامع تحقیق کردنها، رسیدید به این که نظریه ی فریدون صحافیقطعاً لغو/غلط یا احتمالاً لغو/غلط است، البته شجاعانه بگوئید! اگر شمای غیر مسلمان، پس از خوب خواندنها و خوب و جامع تحقیق کردنها، رسیدید به این که نظریه ی فریدون صحافی قطعاً درست یا احتمالاً درست است، البته شجاعانه بگوئید!

سؤال:

آیا ممکن است تمام یا بعضی از خواص black hole در قسمتی از کره ی زمین (یا سیارات یا ستاره ها و اجرام آسمانی ی دیگر) به طور دائم یا به طور موقت، وجود داشته باشد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 23:48  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

بدیهی است ؛ مسلّم است ؛ واضح است ؛ روشن است ؛ قطعی است؛ …

بسم الله الرحمان الرحیم.

قابل توجه حجت الاسلام ها و حجت الاسلام و المسلمین ها و آیت الله ها و آیت الله العظماها و استادها و دکترها و مهندسها و روشنفکرها و متفکران برجسته، و همه:

جبر و احتمال سال سوم آموزش متوسطه رشته ی ریاضی و فیزیک (کتاب درسی)، 1385؛ ص 1 (پیشگفتار):

حکایتی دربارۀ یکی از ریاضیدانهای مشهور می گویند که خالی از لطف نیست: روزی قرار بود که این ریاضیدان در حضور جمع تحصیلکرده ای سخنرانی کند. او در شروع صحبت یک عبارت ریاضی روی تخته نوشت و گفت: «در واقع این عبارت بدیهی است». ریاضیدان دوباره به عبارت نوشته شده نگاه کرد و گفت: حد اقل من فکر می کنم که بدیهی است». امّا همچنان که شکّ او قوی تر می شد گفت: «ببخشید» و کاغذ و مدادی برگرفت و سالن سخنرانی را ترک کرد. بعد از بیست دقیقه او خندان به سالن برگشت و پیروزمندانه گفت: « بله حضار محترم، این عبارت بدیهی است!»

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 22:26  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

رمضان المبارک 1428 هجری ی قمری

بسم الله الرحمان الرحیم. فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به مسلمانان جهان و غیر مسلمانانی که برای این ماه احترامی قائلند تبریک عرض می کنم.

          ــ این طور شنیدم که دعای افتتاح از دعاهای مهم است.

          ــ بنده اُنسی با دعای «یا غفور یا رحیم» دارم.

          ــ حدود بیست سال پیش، یک شب از شبهای ماه رمضان، در هیئت سیّار همشهری هایمان دعای افتتاح می خواندم. قاعدتاً قسمتی از دعا را. یادم است میزبان، به دلیل این که ظاهراً بنده خوب می خواندم، یک اسکناس بیست تومانی به من هدیه داد. یادم است خیلی خوشحال شدم!

          ــ عکس زیر و توضیح زیر آن عیناً از Microsoft Encarta Reference Library 2003 است.

 

 customary bread making

 

 

Customary Bread Making

The Qur’an, the holy book of Islam, sets forth dietary laws for Muslims. One such law calls for a month-long fast during the holy month of Ramadan, the ninth month of the Islamic year. During Ramadan, Muslims may not eat or drink during daylight hours. Fasting demonstrates self-discipline and submission to Allah while strengthening Muslims’ sense of community.

Microsoft ® Encarta ® Reference Library 2003. © 1993-2002 Microsoft Corporation. All rights reserved.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 14:47  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

برهم کنشها ، به ترتیب شدّت: قوی (هسته ای) ، الکترومغناطیسی ، ضعیف ، گرانشی

                 بسم الله الرحمان الرحیم.

          باری پارکر، نظریه جهانشمول فیزیکی، ترجمه ی جلال الدین پاشائی راد/مجید مدرس/ حسن غفوری فرد، تهران: ماد (وابسته به نشر مرکز)، 1374؛ ص 3:

 

... اگر قرار باشد که هسته، اتم و اجسام بزرگی مانند ستارگان را داشته باشیم، باید این ذرات بنیادی به هم بپیوندند. در واقع، نیروهایی که ذرات را در کنار یکدیگر نگاه می دارند چند وقتی است که شناخته شده اند. مشهورترین آنها همان گرانش است، نیرویی که شما را روی کرۀ زمین نگه می دارد. اما نیرویی نیز وجود دارد که اتمها را در کنار هم نگه می دارد و به آن نیروی الکترومغناطیسی می گوییم و به نیرویی که در درون اتم، نوترونها و پروتونها را در داخل هسته محکم در کنار همدیگر نگه می دارد نیروی هسته ای قوی می گوییم. چهارمین و آخرین نیرویی که بعداً به طور مفصل درباره آن سخن خواهیم گفت نیروی هسته ای ضعیف است.

***

          ــ عنوان انگلیسی ی کتاب Search for a Supertheory است.

          ــ وبسایت باری پارکر http://www.barryparkerbooks.com/ است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 21:52  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

گفتن «اشهد أن فاطمة بنت رسول الله عصمة الله الکبری» در اذان و اقامه؟

                       بسم الله الرحمان الرحیم.

          حسن حسن زاده آملی، فصّ ُ حکمة ٍ عصمتیّـَة ٍ فی کلمة ٍ فاطمیة، ترجمه ی محمدحسین نائیجی، قم: قیام، 1381:

 

          و اذا دریت أن بقیّة النّبوّة و عقیلة الرسالة و ودیعة المصطفی و زوجة ولی الله و کلمة الله التامّه فاطمة علیها السلام ذات عصمة فلا بأس بأن تشهد فی فصول الأذان و الإقامة بعصمتها و تقول مثلاً: «اشهد أن فاطمة بنت رسول الله عصمة الله الکبری» أو نحوها (ص 17، متن عربی).

          اکنون که فهمیدی بقیه نبوت و عقیله رسالت و ودیعه مصطفی و زوجه ولی الله و کلمه تامّ الهی، فاطمه علیها السلام حائز مقام عصمت است پس مانعی ندارد که در فصول اذان و اقامه به عصمت آن حضرت شهادت دهید و مثلاً چنین بگوئید «اشهد أنّ فاطمة بنت رسول الله عصمة الله الکبری». یعنی شهادت می دهم که فاطمه دختر رسول خدا عصمت کبرای خدا است. و یا نظیر این جمله از عبارات دیگر (ص 50، ترجمه).

***

          من چند سال قبل، از بانویی شایسته، شنیدم آقای حسن زاده چنین چیزی فرموده. عین نظر حسن زاده ی آملی را هم از کتابی از او، نقل کردم.

          نظر شما چیست؟

          اگر من بیایم بگویم «اکنون که فهمیدی حسین بن علی حجت الله و ثارالله است پس مانعی ندارد که در فصول اذان و اقامه به حجت الله بودن و ثارالله بودن آن حضرت شهادت دهید و مثلاً بگوئید اشهد ان حسین بن علی حجت الله و ثار الله»، عرض بنده با فرمایش آقای حسن حسن زاده ی آملی، چه تفاوتی دارد؟

          آیا به همین راحتی، احیاناً به دلیل هیجان لحظه ای، می توان گفت «فلا بأس»؟ (استبعادی است که علامه ها دچار هیجان شوند؟)

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 14:10  توسط سیدعباس سیدمحمدی  | 

چند نکته یا نقل قول اقتصادی از آیت الله العظما سیدعباس سیدمحمدی در درسهای خارج فقه و اصول معظم له!

              بسم الله الرحمان الرحیم.

 

یک

          سیدعباس حسینی قائم مقامی، کاوشهای فقهی، تهران: امیر کبیر، 1378؛ پانوشت ص 251 و 252:

 

          در اینجا مناسب است مطلبی را که در این فراز بخصوص، به یاد آمد متذکر شوم: سالها قبل، از رهبر اندیشمند انقلاب اسلامی (حفظه الله و ابقاه) توجیهی ظریف و لطیف در مورد حدیث معروف «ما رأیت نعمة موفورة الا و رأیت فی جانبها حق مضیع» شنیدم، ایشان در برداشتی ظریف از این روایت بیانی بدین مضمون داشتند که حقیر با استفاده از حافظه ام نقل می کنم: «بسا بتوان گفت اگر کسی حتی از طریق شرعی مکنت اقتصادی عظیمی واجد شود و با بهره گیری از این مکنت، خطوط تولید و توزیع را در سطح وسیعی در دست بگیرد، به همین مقدار حق وصول به مرتبه ای از رشد اقتصادی، را از دیگران تضییع نموده است.»

این حقیر می گوید: «چه بسا تعبیر به «نعمت» تأییدی بر این استنباط باشد که از آن استفاده می شود لازم نیست که مکنت اقتصادی حاصل شده برای آن شخص مضیع، از (251) راههایی که معمولاً غیر شرعی شمرده می شود. کسب شده باشد وگرنه تعبیر از آن به «نعمت» بعید می نمود (البته این صرفاً در حدّ یک نظریه و برداشت احتمالی است که می توان از آن به عنوان مؤید استفاده جست، نه یک نسبت جزمی و قطعی)».

          ــ سیدعباس سیدمحمدی: از طریق «شرعی» یا از طریق «کلاه شرعی»؟

 

دو

 

          سوره ی معارج:

          ... الّا المصلّین (22) الّذین هم علی صلاتهم دائمون (23) و الّذین فی اموالهم حقّ معلوم (24) للسّائل والمحروم (25)

          ترجمه ی سیدعلی ی موسوی ی گرمارودی:

          ... جز نمازگزاران، آنان که در نمازهایشان پیگیری دارند. و آنان که در دارایی هایشان حقی معین است. برای پرسنده (ی مستمند) و بی بهره،

 

          آیا «حق معلوم» غیر از «خمس و زکات و صدقه و نفقه و قرض و ...» است؟ آیا (تعدادی از) آنها است و امور دیگر؟ آیا تأکیدی بر آنها است؟

 

سه

 

          گمان کنم در تلویزیون از آقای مصباح یزدی شنیدم حدیث مشهور «من لا معاش له لا معاد له» سند ندارد، یا او نیافته است.

 

چهار

 

          ده پانزده سال قبل کتاب وحید بهبهانی اثر (مرحوم) علی ی دوانی را می خواندم. کتاب خوش تألیف و پرمطلب. گمان کنم در جائی از آن کتاب خواندم که حدیث «من وجد ماء و تراباً ثم افتقر فأبعده الله» به نقل از قرب الأسناد حمیری ذکر شده بود. دنبال قرب الأسناد گشتم. البته نسخه ی چاپی ی آن را نیافتم، ولی دو سه سال قبل از اینترنت (نمی دانم از چه آدرسی) تمام کتاب قرب الأسناد را دانلود کردم. طبق آن:

 

الحسن بن ظريف قال: حدثنا الحسين بن علوان، عن جعفر بن محمد عليه السلام، عن أبيه قال: كان أمير المؤمنين عليه السلام يقول:

«من وجد ماءً وتراباً ثم افتقر فأبعده الله»(7).

 

(7) نقله المجلسي في بحاره 103: 65|10 .

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 23:5  توسط سیدعباس سیدمحمدی  |