استدلال
بسم الله الرحمن الرحيم.
يک) تاريخ پنجم خرداد 1376 (رسم خط مانند اصل):
سماجا اعلام نموده يگانهای تابعه بهنگام تحرير نگارشها و در تجديد چاپ فرمهای مکاتباتی و ساير نمونههايی که مستلزم درج عبارت بسمه تعال میباشد، عبارت مزبور را بصورت باسمه تعالی منظور نمايند.
دو) تاريخ هجدهم اسفند 1376 (رسم خط مانند اصل):
ستاد کل نيروهای مسلح (دفتر واژهگزينی نظامی) اعلام داشته با عنايت به اينکه عبارت "باسمه تعالی" بر خلاف تمام رسم الخطهای جهان تشخيص داده شده و در رسم الخط مبارک امام راحل (ره) و نيز فرماندهی معظم کل قوا حضرت آيت اله خامنهای (مد ظله العالی) به شکل "بسمه تعالی" مرقوم گرديده و در اول سورههای قرآن مجيد نيز رسم الخط بدينگونه بوده است، از اين رو لازم است عبارت "بسمه تعالی" در نگارشهای نظامی رعايت گردد.
***
خُب. شما در هيچ کدام از دو نامهی بالا، «استدلال» میبينيد؟
نامهی اول که مطلقاً فاقد استدلال است.
نامهی دوم البته دارای استدلال است، ولی چه استدلالی؟ 1) «باسمه تعالی بر خلاف تمام رسم الخطهای جهان تشخيص داده شده.» اصولاً «تمام رسم الخطهای جهان» چيست؟ منبع تشخيص چه کسی بوده؟ 2) «در رسم الخط مبارک امام راحل (ره) و نيز فرماندهی معظم کل قوا حضرت آيت اله خامنهای (مد ظله العالی) به شکل "بسمه تعالی" مرقوم گرديده.» خُب مگر امام خمينی و حضرت آقای خامنهای متخصص رسم خط هستند؟ حتا، من عرض میکنم، و اگر افرادی مايل بودند بروند صحت يا سقم آن را بررسی کنند، مرحوم علیاکبر دهخدا در رسم خط مجتهد نبوده. 3) «در اول سورههای قرآن مجيد نيز رسم الخط بدينگونه بوده است.» خُب آن سرور گرامی که «منبع تشخيص» اين مسائل بوده، توجه نکرده و خبر نداشته که در ابتدای سورههای قرآن «بسم الله» است و نه «باسمه تعالی»/«بسمه تعالی»، و گويا «بسم الله» هم در اصل «باسم الله» بوده، ولي به امر پيامبر اکرم (ص)، آن هم قاعدتاً به حکمت الاهی، الف را در «باسم الله» ساقط کردهاند. اين نکته و حکايت دربارهی «باسمه تعالی» وجود ندارد.
معلومات من فعلاً اينها است که عرض کردم.
البته مخاطبان اين نامهها يگانهای نظامی بودهاند، و ظاهراً در آنجا «استدلال» موضوعیت ندارد.
ظاهراً آقای خامنهای در رسم خط و واژهسازی تا حدّی پیشرو و روشن است. چه بسا خود ایشان اگر از جایگاهی جز جایگاه فرماندهی کلّ قوا به دو نامهی فوق بنگرد، متوجه بیاستدلالی و ضعف و اشتباهات آن بشود و تذکّری بدهد.
پايان.
